تبليغاتX
...:::اللهم عجل لوليك الفرج::...
...:::اللهم عجل لوليك الفرج::...
...:::اللهم عجل لوليك الفرج::...

جهان در تپش آمدنت به لرزه درآمده است.

بادها پراکنده در هر سو، ستم‌باره‌های خویش را بر دوش می‌کشند.

اهل زمین، ثانیه شمارها را مرتب نگاه می‌کنند.

یک منجی، فقط یک منجی است که می‌تواند آنها را از درد و رنج و غم خلاصی بخشد.

درختان گیسوان پریشان خویش را فصل به فصل به دست زمان می‌سپارند تا زردی و سرمای زندگی را به ساعت سرسبزی جوانه‌هایشان برساند.

دل‌ها در غربت خاک، غریبه و تنها جان می‌دهند.

ماهیان قلب‌ها خشک‌سالی محبت و مهربانی را تاب نمی‌آورند.

چشم‌ها چشمه‌های خشکی شده‌اند که کمتر به اشک شوق می‌اندیشند که گریه‌های فراق، آنان را امان نمی‌دهد.

تشنگی بر اعماق و ریشه این دیار نفوذ کرده و تندیس‌ها تاب ایستادن را بیش از این ندارند.

کشتی‌های عدالت و انصاف در هیاهوی بی‌امواج صدایشان به گِل نشسته‌اند و ناخدایان خدانشناس، هنوز در ادعای حق‌طلبی خویشند.

هر روز که عرش از صدای ضجه ستم‌دیدگان به لرزه درمی‌آید، زمین، چهار ستونش فرو می‌ریزد.

لرزش بر اندام آدمیان افتاده.

قدم‌هایشان سست شده، ایستاده‌اند؛ اما غبارهایی را می‌مانند در هوا.

هستند؛ ولی گویی کسی جز خودشان نیست!

نیستند؛ ولی چنان در خویش حل شدند که گویی هستی، جز آنها نیست.

خندانند؛ ولی در اعماق روح خویش چیزی ندارند جز اشک و عذاب.

گریانند؛ ولی نمی‌دانند بهانه این همه سختی و اشک چیست؟!

فضا، زمین، زمان، آسمان، دریا، انسان و هر آنچه در هستی است، در خلاءی عظیم غوطه‌ور است. همه چیز در حال غرق شدن است. همه چیز در حال از بین رفتن است.

همه چشم به نجات دهنده‌ای دوخته‌اند که دست‌های رها و خالی را بگیرد و از این فضای در حال سقوط نجات بخشد.

سخت است؛ سخت است هر روز چشم بگشایی و خورشید را ببینی که طلوع کرده، بی‌آنکه خبری از آمدن تو آورده باشد.

سخت است هر روز به سرخی غروب بکشانی و در تیرگی شب فرو روی، بی‌آنکه به آرامشش دست‌یابی.

سخت است تا آخر هفته روز شماری کنی و روز هفتم بلند شوی و باز هم هیچ کس را در آن سوی جاده نبینی.

سخت است پنجره را باز کنی و به دور دست‌ها خیره شوی و هیچ چیز جز چشم‌های منتظر کاج‌ها نبینی.

جاده‌های کشیده شده تا آن طرف انتظار. چشم‌های خیره شده به روبه‌رو …‌.

پنجره‌های گشوده شده، فریادرسی را می‌خواهد که خواب ستم و بی‌عدالتی را بر آشوبد.

سواری را می‌خواهد که منتظرانش او را از پشت شیشه‌های به شوق آمده، ببینند.

جهان تو را می‌خواهد.




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 توسط سجاد بهادری

یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست.
سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران
می خواهم از جور زمانه بگویم ، می خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته ام.
آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:
مولای من می دانی چند سال است انتظار می کشم. از وقتی سخن گفته ام و معنای سخن خود را فهمیده ام انتظارت را می کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.

خسته ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می دانی چند جوان هم سن و سال من آواره اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش

چندی پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می ترسم. می ترسم بیائی و من خواب باشم. می ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم…
حس می کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده. ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من !




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 توسط سجاد بهادری

به نام خداوندی که کلمه را آفرید تا انسانها حرفی را برای گفتن داشته باشند.

گاهی چیدن حرفها در کنار هم سخت تر از آن است که بتوانی کلمه ای راخلق کنی ودشوارتر از آن این است که ناتوان باشی از زمزمه کردن جملاتی که در قلبت در نیمه شبهایی از بی کسی چون زنجیر به هم وصل شده باشند ودیگر چاره ای نداشته باشی جز اینکه به یادگاری در ناهمواری های جاده ی قلبت آویزان کنی.ولی وقتی نامت را می شنوم همچون دیوانه ها زنجیر را پاره می کنم ودر نگاهم جاری می شوی ومن در دریای اشک غوطه ور می گردم ودر سپیدی دیدگانم شروع به دردودل می کنم.

می خواهم از تو بنویسیم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری.تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی.تو با من هستی چون در قلب منی ومن قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون تو در آنی ومن تو را تا بی نهایت دوست دارم .هر روز که می گذرد شوق دیدنت بیشتر می شود ومن هر روز انتظار را در وجودم معنا می کنم آخر انتظار تا کی؟

در غریبی این ثانیه که تنها می نشینم به تنهائی تو نمی رسم.این را تو بدان که اگر در دنیایی از آدم ها باشم باز هم تنها هستم مگر روزی که تو بیائی.جمعه ها قدم هایم را به سوی جمکران بر می دارم تا شاید به کسی برسم که هر روز خانه دل را به امیدش اجاره می دهم تا شاید بیاید وغروب تنهایی را طلوع کند.

ای دنیای من! ای مولای من در این روزهای دلتنگی مانند تقویمی ام که روزهایش در دست توست.قلبم ترک برداشته اما هنوز که هنوز است می تپد وچه قدر بی باک برای دیدن لبخند تو هر ثانیه را به سر می کند.کاروان زمان می گذرد ودل خسته ی مرا در حسرت دیدار تو تنها میگذارد .نمی دانم ، نمی دانم چه قدر از شهر من دوری اما همه جا حسَّت می کنم.

تو تکرار همیشگی عشقی. …………..

به خاطر تو………به خاطر تو…………به خاطر تو…………

تنها ترین تنهامنم




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 توسط سجاد بهادری

مثل هر بار برای تو نوشتم:

دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
تو کجایی؟ تو کجایی…
و تو انگار به قلبم بنویسی:
که چرا هیچ نگویند
مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
و
عجیب است
که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
که گویند
به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

=-=-=

جواب امام زمان:
تو خودت!
مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟
باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت
تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه کسی راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد…
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی…
تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!
هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی…
هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.
خواهش نفس شده یار و خدایت ،
و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،
و به آفاق نبردند صدایت
و غریب است امامت
من که هستم ،
تو کجایی؟
تو خودت ! کاش بیایی
به خودت کاش بیایی…!

=-=-=-=-=

اَللّهمَ عَجّل لِوَلیِکَ الفَرَج




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 توسط سجاد بهادری




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

 

التماس دعا.....




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

ابو سعيد خدرى مى گويد پيامبر فرمود :

المهدى منا اجل الجبين اقنى الانف

مهدى ما پيشانيش روشن و وسط بينيش كمى برآمده است




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

حذيفه روايت نموده كه پيامبر (ص) فرمود :

المهدى رجل من ولدى لونه لونٌ عربىٌ و جسمه جسمٌ اسرائيلى على خدّه الآيمن خال كانه كوكب درى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يرضى فى خلافته اهل الارض و اهل السماء والطير فى الجوّ.

مهدى مردى از اولاد من است رنگ بدن او رنگ نژاد عرب و اندامش مانند اندام بنى اسرائيل است،در گونه راست وى خالى است كه چون ستاره تابناكى بدرخشد زمين را پر از عدل كند چنان كه پر از ظلم شده باشد، ساكنان زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافت وى خشنود خواهند بود.




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

همچنين حذيفة از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمود :

المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى

مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است .




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

به سند خود از عبدالله بن عمر روايت نموده كه گفت :

يخرج المهدى من قرية يقال لها كرعة

مهدى از قريه اى قيام مى كند كه آن را كرعه مى گويند .




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

در آن كتاب از حذيفة بن يمان روايت مى كند كه گفت: پيامبر خطبه اى ايراد فرمود و آنچه مى بايد اتفاق بيفتد به ما اطلاع داد سپس فرمود :

لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتى يبعث رجلاً من ولدى اسمه اسمى .

اگر از عمر دنيا جز يك روز بيشتر نمانده باشد. خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اولاد من برانگيزد كه همنام من باشد.

سلمان برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا(ص) از كدام فرزند شما خواهد بود؟ فرمود : از اين فرزندم ، و دست روى شانه حسين (ع) گذاشت.




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در مرض پيامبر (ص) ، حضورش شرفياب شدم ، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:

فاطمه جان ! چرا گريه مى كنى ؟

عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟

فرمود : عزيزم ، مگر نمى دانى كه خداوند به اهل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم ؟

دخترم ! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه :

من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى باشم و با اين امتيازات پدر تو مى باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است ، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.

يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .

اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته ، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشد....




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

از امام زين العابدين و آن حضرت از پدرش روايت نموده كه پيامبر اكرم (ص) به فاطمه زهرا (س) فرموده :

المهدى من ولدك .

( مهدى از فرزندان تو است ).




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

و باز نقل كرده كه پيغمبر(ص) فرموده :

لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .

قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

ابوسعيد مى گويد پيغمبر فرمود:

تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً .

زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد.




نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد

شمع می میرد و او بار دگر می سوزد

یک نفر مثل درختان سپیدار بلند

در خیالش همه شب بین دو در می سوزد . . .




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 توسط سجاد بهادری




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوم فروردین 1391 توسط سجاد بهادری


یکی از موضوعاتی که بسیار پراهمیت و درعین حال بسیار معمولی است ولی سؤال در ذهن عده ای ایجادکرده است موضوع طول عمر حضرت بقیه الله ارواحنافداء است که ایشان حدودهزار و اندی سال است که عمرکرده اند و اینکه با داشتن بدن طبیعی چگونه ممکن است . برای چگونگی انجام این امر و فهمیدن یک چنین مسئله ای می توان از سه جهت موضوع رامورد بررسی قرار داد:


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم اسفند 1390 توسط سجاد بهادری
   ...


روزگـاریست در این کوچه گرفتار توام

با خـبر باش کـه در حسرت دیدار توام

گـفته بودی کـه طبیب دل هر بیماری

پس طبیب دل من باش که بیمار توام

اللهم عجل لولیک الفرج




نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم اسفند 1390 توسط سجاد بهادری

ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود :

يكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنين و الافثمان و الافتسع يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر يرسل السماء عليهم مدراراً و الا تدخر الارض شيئاً من نباتها .

مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى فرو گذار نمى كند.


برچسب‌ها: رفاه, مردم, در عصر امام زمان


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

تعداد بشاراتى كه از پيامبر اكرم ( ص) درباره حضرت مهدى (ع) وارد شده ، بيش از آن است كه در اين مختصر گنجانده شود، ما از ميان اين احاديث تنها به ذكر چهل حديثى كه حافظ ابونعيم اصفهانى (متوفى 430هـ ) در كتاب اربعين حديث فى المهدى ذكر المهدى و نعوته و حقيقة مخرجه جمع آورى كرده ، اكتفاء مى كنيم.

مرحوم على بن عيسى اربلى در كتاب كشف الغمه مى نويسد: چهل حديث درباره مهدى موعود به دست آورده ام كه حافظ ابونعيم اصفهانى آنها را جمع آورى كرده و من هم به ترتيبى كه او ذكر نموده ، مى آورم ولى از ميان سلسله سند فقط شخص راوى كه از پيغمبر روايت نموده است، نام مى بريم : 

در هر پست یک حدیث !!!

پس منتظر پست های بعدی باشید!!

التماس دعا...




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی

در روایات شیعه، شیعیان از تعیین وقت ظهور مهدی برحذر داشته شده‌اند، و تعیین‌کنندگان وقت ظهور، دروغگو دانسته شده‌اند. در میان روایات شیعه، اجماعی در مورد مدت زمان حکمرانی مهدی پس از ظهورش نیست. برای مثال حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعه نقل شده‌است که مدت زمان حکومت مهدی را پس از ظهور ۳۰۹ سال ذکر کرده‌است. حدیثی دیگر به نقل از صادق نقل شده‌است که این مدت را هفت سال ذکر کرده‌است اما به گفتهٔ جعفر صادق، امام ششم شیعیان امامی، هر سال این حکومت به اندازه هفتاد سال عادی خواهد بود. در حدیثی دیگر که ابن بابویه از صادق نقل کرده‌است او از وجود دوازده مهدی پس از قائم(و نه دوازده امام) خبر داده‌است. این مهدی‌ها از میان شیعیان امام زمان خواهند بود.در روایات شیعیان نشانه‌های متعددی برای ظهور مهدی ذکر شده‌است از جمله: خروج یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی که از آمدن قائم خبر می‌دهد،کشته‌شدن نفس زکیه در مکه تنها ۱۵ روز قبل از ظهور قائم، فرورفتن سرزمین بیداء (فرو رفتن ارتش سفیانی در زمین در هنگام رژه در مکه). هر چند طوسی، نعمانی و صدوق در ترتیب اتفاق افتادن این نشانه‌ها با هم یک نظر نیستند. هر سه ذکر می‌کنند که این نشانه‌ها در یک سال اتفاق می‌افتد. در این روایات مهدی در بین رکن‌ها و مقام ابراهیم، در کعبه ظهور می‌کند.

طبق نظر علی کورانی در کتاب عصر ظهور بر اساس جمع بندی روایات شیعه و سنی در خصوص ظهور و قیام مهدی موعود، ظهور مهدی از ابتدا تا تشکیل حکومت چهارده ماه طول می‌کشد. ظهور از ماه رجب و با خروج سفیانی آغاز می‌شود. در شش ماه نخست، ظهور مهدی غیرعلنی است و او در اضطراب و نگرانی است و امور را به طور مخفیانه توسط یارانش رهبری می‌کند. سپس در ماه محرم قیام قائم از مکه آغاز می‌شود و وی از آنجا رهسپار مدینه، سپسعراق و نهایتاً شام می‌شود. او طی هشت ماه دشمنانش را شکست می‌دهد و جهان اسلام را یکپارچه تحت فرمان حکومت خود در می‌آورد. سرانجام واردقدس می‌شود. آنگاه با رومیان (که به نظر کورانی مقصود غربیان هستند) پیمان آتش‌بس می‌بندد. در این اثنا طبق روایات مسلمانان عیسی از ملکوت فرود می‌آید، تا حجت بر یهودیان و مسیحیان تمام شود. ترتیب حوادث فرود مسیح و آتش بس میان مسلمانان و رومیان (غربیان) در روایات دقیقاً مشخص نیست. به هر حال مسیح به مهدی می‌پیوندد و پشت سر مهدی نماز می‌خواند. سپس رومیان پیمان آتش بس را نقض می‌کنند و جنگ بسیار بزرگی در ساحل شرقیمدیترانه رخ می‌دهد و مهدی پیروز می‌شود.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 توسط حاج حمیدرضا عبدالوهابی




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 توسط سجاد بهادری

بار بگشایید اینجا کربلاست / آب و خاکش با دل و جان آشناست

اربعین است اربعین کربلاست / هر طرف غوغایی از غم ها به پاست . . .

بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است

اربعین حسینی تسلیت باد

التماس دعا 




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 توسط سجاد بهادری

دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟ / چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ / بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است

دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟ / شرمنده زلعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش / یعنی که خدا هم عزادار حسین است

ماه محرم و شهادت ابا عبدالله الحسین بر شما دوستان و بازدیدکنندگان عزیز و خانواده های محترمتان تسلیت باد.

التماس دعا




نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390 توسط سجاد بهادری




نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390 توسط سجاد بهادری
   شیطان


سلام ...

این مطلب واقعا قشنگه؛ ازتون میخوام ۱۰ دقیقه وقت بذارید و بخونیدش؛ مطمئنم از خوندش لذت میبرید ...

بسم الله الرحمن الرحیم


شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت می کرد،به همین دلیل "عزرازیل" نام گرفت.حضرت علی (ع) فرمود : شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او چهار هزار سال طول کشید ،وقتی خداوند انسان را از خاک آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که برای آدم سجده کنند ،و همه سجده کردند به غیر از ابلیس ؛که به خدا گفت : و مرا از آتش آفریدی او را از گل بدبو ،پس مقام من از او بالاتر است و من برای او سجده نمی کنم .

 

*جهت مطالعه بقیه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید*



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم شهریور 1390 توسط سجاد بهادری

مـهـدی ای غـایـب حـاضـر بـه دلـم جا داری

از تــو دوریـم ، ولــیـکـن تــو نــظــرهــا داری

تـو کـجـایـی کـه دلـم پـر بکشد سوی رهت

در کــدامـیـن حــرم عــشـق تــو مــأوا داری

در مـنـایـی یـا مـدیـنـه یـا کـه در کـرب و بـلا

یا مـکان در نـجـف و مـشـهـد و رضـوی داری

مـا جــدا از تــو و تــو در پـی بـرگـشـتـن مــا

چـه نـظـر هـا کـه تـو بـر رجـعـت دلـهـا داری

غـایـبـی از نـظـر و نـیـک حـضـورت پـیداست

از پــس ابـر ، تـو خـورشـیـدی و گـرمـا داری

چـه فــراوان غـم و دردسـت ز مــا بـر دل تـو

چـه عـنـایـات و کــرم هـا کـه تـو بـر مـا داری

ما چو شمعون و یهودا و تو چون یوسف مصر

به حـقـیـقـت که لـقـب ، یـوسـف زهـرا داری

تـو گـل نـرگـسـی و مـنـتـقـم خـون حـسـیـن

در شـجـاعـت مــدد از حــیــدر و ســقـا داری

شـهـریـار سـخـن انـدر طـلـب روی تـو گـفـت

آنــچـه خــوبـان هــمـه دارنـد تــو تـنـهـا داری

 

 

التماس دعا

برگرفته از google.blogfa.com




نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم شهریور 1390 توسط سجاد بهادری

تو بين منتظران هم عزيز من، چه غريبي
عجيب تر، که چه آسان نبودنت شده عادت
چه بيخيال نشستيم، نه کوششي نه وفايي
فقط نشسته و گفتيم؛ خدا کند که بيايي . . .

....اللهم عجل لولیک الفرج....




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 توسط سجاد بهادری
'
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.